مرتضى راوندى

230

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نظر دانشمندان مصرى در مورد جمعيت اخوان الصفا « جمعيت اخوان الصفا و خلّان الوفا ، در كتمان عقايد خود مىكوشيدند ، ازين‌رو تا سال 334 ه يعنى تا قبل از پيروزى آل بويه بر بغداد ، نه از ايشان نامى و نه از رساله‌هاى آنان نشانى بود ، ابتدا در بصره ظاهر شدند و از آنجا به ديگر بلاد پراكنده گشتند و در آنجاها داعيان و مجالسى داشتند . اينكه اخوان الصفا شيعه هستند ، مسأله‌يى است كه از رسايل و تعليماتشان كمابيش مشهود است . . . ابن تيميّه ضمن رد نصيريه به افكار اخوان الصفا نيز اشاره مىكند : ايشان ( نصيريه ) به هيچ‌يك از كتب منزله ايمان ندارند و گاه اقوال خود را بر مذهب متفلسفهء طبيعى ، نه الهى مبتنى مىسازند ، همچنان كه صاحبان رسايل اخوان الصّفا نيز چنين كنند . « 1 » . . . اما روش اخوان الصفا در مخفيكارى و فرستادن داعيان به اطراف ، درست مانند روش اسماعيليه است . اقوال و تعاليم اخوان الصفا ، لبريز از تمايلات شيعى است و از افكار اسماعيليان و باطنيان و قرمطيان سخت متأثر است . » « 1 » . . . اخوان دينشان فلسفى و عقلى بود و مىخواستند دين را به نيروى فلسفه و علوم طبيعى تفسير كنند ، هرچيز را به طبيعت بازمىگردانيدند و هر امرى از امور دين را ، در نظر ايشان ، معنى خاصى بود . . . در مورد تشيّع چنين مىگويند : « بدان اى برادر ، كه هر نفسى را از مؤمنان در عالم ارواح ابوينى است ، همانگونه كه در عالم اجساد ، براى هر جسدى ابوينى است ، چنان كه رسول خدا ( ص ) به على رضى إله عنه گفت : « اى على ! من و تو ابوين اين امّت هستيم » . . . . و اين ابوّت روحانى است نه جسمانى . . . اخوان در مطاوى سخنشان به پيروان خود توصيه مىكردند تا در نگهدارى و تعليم آن رسايل سختگير باشند . . . . و غالبا رسايل خود را بدين عبارت پايان مىدادند : « اى برادر ، خدا ترا در فهم اين اشارات لطيف و اسرار خفى موفّق كناد و تو را و ما را و همه برادران را در هر زمان و هرجا كه هستند به درك آن توفيق دهاد . » و در پايان رساله هشتم چنين مىخوانيم : « بدان اى برادر كه ما درين رساله غرض مطلوب خويش را بيان كرديم ، به ما بدگمان مشو و اين رساله را بازيچهء اطفال يا خرافه‌سرائى به حساب مياور كه عادت ما بر اين است كه حقايق را در الفاظ و عبارات و

--> ( 1 ) . حفا الفاحورى ، خليل البحر : تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء آيتى ، ص 193 .